تبليغاتX
خ ز ع ب ل ا ت
پراكنده گويي هاي غير ادبي ام
 

با من ٬

کنار این همه رجس

لب ِ شط خون

در حسرت هم کلامی با هم

بی آذوقه

نا امید ِ لحظه هایی که ناگذیر

داغ ِمان می کنند ٬

خیمه بزن .

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 مرداد1387ساعت 11:13  توسط وحید  | 

 

باور می کنم

ضرب تیشه بر آسمان هفتم

اگر روزنه های شب را

در کویر پر کار تر . . .

در شهر تیشه ها که

نور نمی رویانند .

+ نوشته شده در  جمعه 11 مرداد1387ساعت 17:13  توسط وحید  | 

 

ادبیاتی لبریز از

خزعبلات ِ مادح جنس دیگر

کور از هر چه به سرمان آمد

حلزون پیچ استعاره ها

با شاعرانی . . . فنگ و

در صف .

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 مرداد1387ساعت 13:59  توسط وحید  | 

 

دردا

که حجره نشینانمان

حجره نشینند و

حجره نشینان

بر مسند ها

و تک مضراب هایی که

سمفونی نمی سازند .

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 مرداد1387ساعت 16:8  توسط وحید  |