تبليغاتX
خ ز ع ب ل ا ت
پراكنده گويي هاي غير ادبي ام
 

ایدئولوژی نداشته باشی

برای هر دومان بهتر است

تازه تقیه را که خر نخورده

احتیاطا یک نمازی هم بخوان

مسلمان که شاخ و دم ندارد

که شاخ میشوی برای ما !

+ نوشته شده در  جمعه 26 مهر1387ساعت 10:23  توسط وحید  | 

 

خیانت

در چهره های رو به ثوابشان

و دو چهرگی

زیر پوششی از کرک های گونه شان

تو را به شک می اندازد

این عمروعاص است یا ابو موسی اشعری .

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 مهر1387ساعت 22:1  توسط وحید  | 

 

عفو را

جز بر درگاهت

از که می ستاندیم و

عشق را از که

ما راه یافتگانی مغبون

نشناخته حرمت

 آن سرا را

عفو اما نیک جزایی است به شرمندگی

که عذاب در رتبت شما نیست

هرچند

سزای ما .

+ نوشته شده در  جمعه 19 مهر1387ساعت 16:45  توسط وحید  | 

 

رهایم که نمی کنی

باری

رضایم کن .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 مهر1387ساعت 10:6  توسط وحید  | 

 

حسرت و پرواز را

نامنتها صبوری کردن و

انتظاری دریده به پشت این

لجن هایی که زندگی نامیدنش

راهی نمی گذارد برای

تطهیر .

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 مهر1387ساعت 19:45  توسط وحید  | 

 

جان می کنم

بی عاشقی

خونم اما به گردن خودم

تو را این سر در گمی عاشقان

بس .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 مهر1387ساعت 5:25  توسط وحید  | 

 

دیوان

نگران تعذب مان

مسخ کرده ایم  با خود

آرزو یی نزدیکِ نزدیک

باید

کوه را بدوش گیریم و

در انتهای مشرق بر  زمین بگذاریم

متیقن

که خورشیدی

نخواهد دمید .

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 مهر1387ساعت 2:22  توسط وحید  | 

 

فجر که دیگر

نه شکافی دارد نه روزنه ای

چون پتک بر سر شب

به پاس انتظاری

روانه می شود

من و صبح

هم بستر میشویم

به عادت سگان

تا شامی دگر را

تا سپیده 

به انتظار بنشینیم .

+ نوشته شده در  شنبه 6 مهر1387ساعت 6:17  توسط وحید 

 

نگران این

صبحگاه استحاله شده ی بارانی نباش

اگرچه بی پناهم

شاید قوس و قزحی بدمد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 مهر1387ساعت 18:46  توسط وحید  | 

 

إذ جار جارنا  جوارُکِ لیست  لنا

جارت علینا و الجورُ منک معمولْ

فإذا  دققت فی  بلا  نزلت  علیَّ

علمتُ   البلا   قد   منک   مأثورْ


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 مهر1387ساعت 5:59  توسط وحید  |