تبليغاتX
خ ز ع ب ل ا ت - 212
پراكنده گويي هاي غير ادبي ام
 

می رسانم به حلقم صدا را با تلاش از درون تا لب ِ لب
می کشم در وجودم دوباره بغض بی آبرو را مرتب

بی اثر بی سر انجام و بی سر ته ندارد کمی مثل شعر است
می زنم خط اگر می نویسم در خیالم بدون مرکب

می زند تق بگوشم ولی دیر آری آری بخوانش تو تقدیر
رنگ و رو رفته از روی زردش زرد زرد است و دیگر مودب

دایره نقطه دارد وجودش بی تناسب تسلسل سروده
دایره دایره جای پرگار کار من هم خطوطی مورب

ابرکم کار تو مبتلایی است چاره ات بارش درد جاری است
پس خدارا خدارا خدارا بس کن این سعی و جحد مذبذب

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت 23:42  توسط وحید  |