|
پراكنده گويي هاي غير ادبي ام
|
گرچه این درد ها جنس اش از غم نیست
تمام حرف من این بار تویی کم نیست
که خط من از سایه های من رد شد
و ارتداد قلم جزو حکم مبهم نیست
به چشم های تو جام های پر ز مستی و حیف
که هرچه دست من است از برای تو جم نیست
و جنس های شب ام اشک های روز و شب ام
به سیل می زند عاشقانه نم نم نیست
و خسته ام از سر که فکر تو در تب و تاب
همیشه سرم روی خاک در مقابل ات خم نیست
.
مثل یک نصفه کاره ، یک انجیر . . .
چشم هایت مقابل ام ، تخدیر . . .
زده و خسته و مست و چروک
استخوان ها شکسته و ، تقدیر . . .
تو همان آینه ، تو خدا و منم
عبد سر تا به پا ، تقصیر . . .
رفته رفته به صبح میخزم و
من ِ تو مقابل ام ، تصویر . . .
این کتاب قطور نام اش چیست ؟
آیه آیه است مثل تو ، تفسیر . . .