تبليغاتX
خ ز ع ب ل ا ت - 214
پراكنده گويي هاي غير ادبي ام
 

گرچه این درد ها جنس اش از غم نیست
تمام حرف من این بار تویی کم نیست

که خط من از سایه های من رد شد
و ارتداد قلم جزو حکم  مبهم  نیست

به چشم های تو جام های پر ز مستی و حیف
که هرچه دست من است از برای تو جم نیست

و جنس های شب ام اشک های روز و شب ام
به سیل می زند عاشقانه نم نم نیست

و خسته ام از سر که فکر تو در تب و تاب
همیشه سرم روی خاک در مقابل ات خم نیست

.

مثل یک نصفه کاره ، یک انجیر . . .
چشم هایت مقابل ام ، تخدیر . . .

زده و خسته و مست و چروک
استخوان ها شکسته و ، تقدیر . . .

تو همان آینه ، تو خدا و منم
عبد سر تا به پا ، تقصیر . . .

رفته رفته به صبح میخزم و
من ِ تو مقابل ام ، تصویر . . .

این کتاب قطور نام اش چیست ؟
آیه آیه است مثل تو ، تفسیر . . .

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 خرداد1388ساعت 0:31  توسط وحید  |