تبليغاتX
خ ز ع ب ل ا ت - 215
پراكنده گويي هاي غير ادبي ام
 

به جای نوک قلم
ترجیح میدهم سرم
کاغذ را خیس کند

آن وقت
سبکتری بدون اینکه
دغدغه داشته باشی
آن وقت
آماده ای

حالا در این گیر و دار نپرس
تا کی ؟

مگر ابر را کسی در آغوش میگیرد ؟
اصلن ابر که در آغوش گرفتنی نیست
ابر همین که ببارد هم
یک جور سبک می شود

نه !
البته شاید اسمش را
مچاله شدن هم بشود گذاشت .

.

تا کی از این درد ممتد باید مودب بمیرم
شاید از پس مرتب باید مرتب بمیرم

در حرف یخ بستن یخ یخ بستن از یخ محال است
وقتی که سرما نباشد باید هم از تب بمیرم

امروز و فردا مداوم پشت هم اند و مقاوم
با من مدارا ندارد در روز یا شب بمیرم

دیگر دلیلی نمانده یا نوع و جنسی هدایت
پس باید از این یخ ِشب من بی مسبب بمیرم

آرام و ساکت در این شهر او میرود در خیابان
پس مثل او بین گردن باید مورب بمیرم

این کار من نقب خوبی است یا اینکه نوعی نقاب است ؟
تا صبح باید از این درد با گاز بر لب بمیرم

.

حالا خدا را صدا کن با داد و فریاد و غوغا
تا صبح لکنت بگیر و هی آی ممتد پس از آ

پس ، نوعی از امتداد است هرلحظه می آید از پس
یا های ممتد پس از آ آهای ممتد پس از یا

این بار هم چشم معبد کور است مثل همیشه
اینبار هم خط ممتد آ مینویسد پس از یا

هی حرف ها عین هم شد با این تفاوت که دارند
از من میپرسی فرقی با هم ندارند الفبا

پس پس نویسان مطلق یا آ نویسان با یا
در فکر این یا پس از آ در بند این یا پس از آ

.

من درد هایم همیشه درمان ندارد عزیزم
جریان این دور باطل بهتر که بیرون نریزم

حالا اگر دور اصرار از آدمک ها پلی شد
بهتر که با دلقک "من"  نوعی نمایش بریزم

.

عمو زنجیر باف ها جایشان را داده اند
به سگ

این بار قبل از اینکه سرم را بکوبم به دیوار
نگاه می کنم به ساعت

ساعت مچی که ندارم
ساعت بهانه ی خوبی است
برای انتظار تو

.

آری . . .
همین الان هم باران بگیرد
رودخانه به سمت دریا میرود
برکه میماند و قلپ قلپ لجن هایش .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 خرداد1388ساعت 0:44  توسط وحید  |