تبليغاتX
خ ز ع ب ل ا ت - 218
پراكنده گويي هاي غير ادبي ام
 

باید که از چشم مستت تا سایبانی مداوم
خود هم سوالی بپرس از آن مردمک های ظالم

در ذهن خود از وجودت یک بت بنا کرده بودم
آن قوس های ابروت ابراهیمی مقاوم

از زخم دیگر نپرس یا درد یا زجه هایم
در هیچ جایم دیگر جایی نمانده سالم

در فکر یا روی لب هام  از صبح تا صبح دیگر
----   ---- گفتن است و ----  گفتن های دائم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 تیر1388ساعت 0:30  توسط وحید  |